امروز و ساعت دقیقه می باشد.

داستانی یک خطی اما بسیار بسیار با مفهوم

به کمک اینترنت از الکسارنک تولز هدیه بگیرید

داستانی یک خطی اما بسیار بسیار با مفهوم

داستانی یک خطی اما بسیار بسیار با مفهوم

داستانی یک خطی اما بسیار بسیار با مفهوم

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم. وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!

 

منبع : ارسالی کاربران / شیدا

تاریخ: ۱۳۹۲/۰۳/۰۷ | بازدید:
مطالب تصادفی
مطالب مرتبط
مجید می گوید: (۱۳۹۲/۰۳/۰۸)

یعنی چی

حسین می گوید: (۱۳۹۲/۰۳/۱۲)

ایول خیلی قشنگ بود
ترکوندی عزیز

ارسال نظر در "داستانی یک خطی اما بسیار بسیار با مفهوم"

(نمایش داده نمی شود)

پر کردن مواردی که * دارد، الزامیست.