امروز و ساعت دقیقه می باشد.

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد

به کمک اینترنت از الکسارنک تولز هدیه بگیرید

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد

158425

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر كار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید كه در انتظار او بود.
– بابا! یك سوال از شما بپرسم؟
– بله حتماً. چه سوال؟
– بابا شما برای هر ساعت كار چقدر پول می‌گیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟
– فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت كار چقدر پول می‌گیرید؟
– اگر باید بدانی می گویم. 20 دلار.
– پسر كوچك در حالی كه سرش پایین بود، آه كشید. بعد به مرد نگاه كرد و گفت: می‌شود لطفا 10 دلار به من قرض بدهید؟
مرد بیشتر عصبانی شد و گفت :‌ اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود كه پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فكر كن كه چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز كار می كنم و برای چنین رفتارهای كودكانه ای وقت ندارم.
پسر كوچك آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد. بعد از حدود یك ساعت مرد آرامتر شد و فكر كرد كه شاید با پسر كوچكش خیلی خشن رفتار كرده است. شاید واقعا او به 10 دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است. بخصوص اینكه خیلی كم پیش می آمد پسرك از پدرش پول درخواست كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
– خواب هستی پسرم؟
– نه پدر بیدارم.
– من فكر كردم پاید با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی كردم. بیا این هم 10 دلاری كه خواسته بودی.
پسر كوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشكرم بابا
بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسكناس مچاله بیرون آورد.
مرد وقتی دید پسر كوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت :‌ با اینكه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پئل كردی ؟
بعد به پدرش گفت : برای اینكه پولم كافی نبود، ولی الان هست. حالا من 20 دلار دارم. آیا می‌توانم یك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم

 

منبع : ضرب المثل

تاریخ: ۱۳۹۲/۰۱/۱۹ | بازدید:
مطالب تصادفی
مطالب مرتبط
مهدي می گوید: (۱۳۹۲/۰۱/۲۰)

داستان باحالي بود ممنون

samira می گوید: (۱۳۹۲/۰۱/۲۰)

این همون پیام یازرگانیه نبود !

ارسال نظر در "داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد"

(نمایش داده نمی شود)

پر کردن مواردی که * دارد، الزامیست.