امروز و ساعت دقیقه می باشد.

رضا عطاران از ممنوع‌ الکاریش و ماجرای ازدواجش می گوید

به کمک اینترنت از الکسارنک تولز هدیه بگیرید

رضا عطاران از ممنوع‌ الکاریش و ماجرای ازدواجش می گوید

رضا عطاران از ممنوع‌ الکاریش و ماجرای ازدواجش می گوید

رضا عطاران، شهاب حسینی و حامد بهداد که این روزها مشهورترین،‌ پول‌سازترین و البته از پرکارترین ستاره‌های سینمای ایران هستند در گفت‌وگوهایی جداگانه با «زندگی ایده‌آل» از مسیری که برای رسیدن به موفقیت طی کرده‌اند گفته‌اند. در ادامه بخش‌هایی برگزیده از این گفت وگو  و حرف های جالب رضا عطاران را درباره دوران ممنوع الکار بودنش می‌خوانید:

رضا عطاران: اواخر کار «ساعت خوش» که بودیم، فیلمسازان بزرگی مثل آقای بیضایی، آقای مهرجویی، آقای افخمی و… که حالا همه را دقیق یادم نیست آمدند و با ما برای کارهای سینمایی صحبت کردند. هر کدام از ما قرار بود با یکی از این بزرگان کار کنیم. یعنی صحبت‌ها شد و بازیگران هم انتخاب شدند. مثلا رضا شفیعی‌جم قرار شد در فیلم آقای بیضایی به نام «چه کسی رئیس را کشت» نقش اصلی باشد. واقعا در اوج بودیم و احساس می‌کردیم حالا در قله موفقیت هستیم و دیگر همه‌چیز تمام شده و آینده ما برای همیشه تضمین است.

گفتند هیچ‌‌‌‌‌وقت بیشتر از 2 یا 3 نفرمان در یک کار نباشیم
رضا عطاران: در آن شرایط رؤیایی یک دفعه به ما اطلاع دادند که ممنوع‌کار هستیم. آن فیلم‌ها هم ساخته نشدند. علاوه بر آن خود ما هم که دیگر نمی‌توانستیم کار کنیم. بعضی‌ها مثل مهران مدیری و ارژنگ امیر‌فضلی ممنوع‌کاری‌شان تا 3 سال طول کشید. من تا یک سال و نیم ممنوع‌کار بودم و تمام شد. منتهی بعد قرار شد که دیگر هیچ‌‌‌‌‌وقت بیشتر از 2 یا 3 نفرمان در یک کار نباشیم.
عقب زامیاد مواد غذایی می‌فروختم
رضا عطاران: تا ممنوع‌کار شدیم زمان برای ازدواج پیدا کردم و 3، 2هفته از ممنوع‌کاری‌ام ازدواج کردم. بعد دیگر پیگیر ماجرای تامین نان و امرار معاش زندگی شدم. بالاخره باید یک جوری زندگی را می‌گذراندیم… خلاصه با آقایی دفتر پخش مواد‌غذایی زدیم. ما یک وانت داشتیم که با آن به سوپرمارکت‌ها می‌رفتیم و می‌پرسیدیم که چه چیزهایی نیاز دارند و می‌گفتیم که ما مثلا می‌توانیم مربا، چیپس، پفک و… را برایتان بیاوریم.یک زامیاد از این آبی‌ها داشتیم.البته رضا عطاران بودنم خیلی کمک می‌کرد. آن آقا هم به همین دلیل با من شریک شده بود که استفاده کند. کاری بود که اصلا حسی با آن ارتباط برقرار نمی‌کردم و برایم وحشتناک سخت بود. صبح که از خواب بیدار می‌شدم، دوست داشتم دوباره تا شب بخوابم ولی سر کار نروم. اصلا با آن ارتباط برقرار نکرده بودم تا اینکه خودشان یک دفعه زنگ زدند و گفتند دیگر می‌توانید سر کارتان برگردید. من هم فوری وارد کار شدم. نخستین کارم هم فیلم «کلید ازدواج» بود.

منبع : شبکه ایران
تاریخ: ۱۳۹۲/۰۷/۲۳ | بازدید:
مطالب تصادفی
مطالب مرتبط
ارسال نظر در "رضا عطاران از ممنوع‌ الکاریش و ماجرای ازدواجش می گوید"

(نمایش داده نمی شود)

پر کردن مواردی که * دارد، الزامیست.